بیست و هفتم تولدم بود. یه مادر سی ساله شدم که یه پرنسس دو ساله و یه همسر خوش قلب داره, چه حس عجیبی!!!!!!!!!!!!!!!!
امسال تولد خوبی داشتم و احساس خوبی. کیک پختم و سه نفری جشن گرفتیم و با دخترکم بیست بارررررررررررررررر شمع فوت کردیم.
))))
بیست و هفتم تولدم بود. یه مادر سی ساله شدم که یه پرنسس دو ساله و یه همسر خوش قلب داره, چه حس عجیبی!!!!!!!!!!!!!!!!
امسال تولد خوبی داشتم و احساس خوبی. کیک پختم و سه نفری جشن گرفتیم و با دخترکم بیست بارررررررررررررررر شمع فوت کردیم.
))))
نوشته شده در خاطرات من در غربت